ابن فهد الحلي (مترجم: نائيجى نورى)

33

عدة الداعي ونجاح الساعي (آداب راز ونياز به درگاه بى نياز) (فارسى)

اميدوار بسيار شود . پنجم : گاهى اجابت بنده‌اى به تأخير مىافتد چون بنده‌اى شايسته است و در نزد ( 1 ) خداى جايگاهى بزرگ دارد و علت تأخير اجابت آن است كه خداى تعالى دوست دارد صداى او را بشنود . « 1 » از جابر بن عبد اللَّه روايت شده كه پيامبر ( ص ) فرمود : بنده‌اى خداى را مىخواند و خدايش او را دوست دارد پس به جبرائيل مىگويد حاجت اين بنده را برآور ولى به تأخير بيانداز زيرا دوست دارم هميشه صدايش را بشنوم ، و بنده‌اى خداى را مىخواند ، و خداى تعالى او را دشمن دارد ، بنا بر اين به جبرئيل مىفرمايد : اى جبرئيل ! حاجت اين بنده مرا به عجله برآورد زيرا از صدايش بدم مىآيد . آگاهى وقتى شما دعا مىكنى يا آثار اجابت را مىبينى ، يا نمىبينى . پس اگر نشانهء اجابت را ديدى آرام باش ! و عجب و خودپسندى به خود راه مده ! و گمان مكن كه علت اجابت دعاى تو به خاطر صلاح و طهارت نفس تو بوده است . شايد تو از كسانى باشى كه خداى از تو بدش مىآيد و صدايت را دوست ندارد و اجابت دعاى تو در روز قيامت به عنوان دليلى عليه تو مورد استفاده قرار مىگيرد ، خداى به تو مىفرمايد : آيا تو نبودى كه مرا خواندى و شايسته دورى بودى ، ولى من دعاى تو را اجابت كردم . بلكه سزاوار است كه همت تو صرف شكر و زيادت در عمل و صلاح گردد . شكر از لطف‌هايى كه اميد تو را زياد نموده و تو را ترغيب كرده است كه دعا كنى . و از خدا بخواه كه آن سرعت در اجابت را بابى از ابواب لطف ، و وزشى از وزشهاى رحمت خود ، قرار دهد ، و به تو الهام كند كه توفيق شكر بيش از پيش نعمت اجابت سريع را - كه تو اهلش نبودى و خدا اهلش بود - به تو بدهد و اين سرعت در اجابت از باب استدراج ( 9 ) نبوده باشد ، و وظيفهء توست كه حمد و استغفار فراوان كنى پس اگر علت سرعت در اجابت و رحمت نعمت و منّت بوده باشد ، حمد در مقابل نعمت و منت خداى باشد . و اگر سبب آن استدراج و دشمنى بوده است ، استغفار كنى [ كه استغفار در مقابل گناه باشد ] . و اگر نشانه‌هاى اجابت را نديدى ،

--> ( 1 ) مولوى مىگويد : نالهء مؤمن همى داريم دوست * پس تضرع كن كه اين اعزاز اوست حاجت آوردش ز غفلت سوى من * آن كشيدش موكشان تا كوى من گر برآرم حاجتش او را زود * هم در آن بازيچه مستغرق شود